قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

2805

تاريخ الفي ( فارسى )

بار كرده روى به اصفهان نهادند و با مردم اظهار اين كرد كه هرگاه امير شبنكاره به خدمت سلطان‌زاده نمىآمده باشند ، ما را در اين ولايت بودن صلاح دولت نيست ، بالضّروره ما به خدمت سلطان مىرويم تا سلطان ولايت فارس را به هركه مىخواهد ارزانى فرمايد . ايلچى حسن مبارز چون اين حالت را مشاهده نمود ، از چاولىسقاوو رخصت گرفته از روى سرعت هرچه تمام‌تر اين خبر را به حسن رسانيد . حسن از شنيدن اين خبر خوشحال شده به شراب خوردن مشغول شد . امير چاولى به مجرّد فرستادن ايلچى در عقب او ، جريده بىاسباب و خيمه و خرگاه ايلغار كرده خود را آنچنان به فسا رسانيد كه ميانهء او و ايلچى يك شب در ميان بود ؛ چه ، ايلچى نماز شام رسيده بود و امير چاولى نماز صبح كه حسن مبارز خمار در عين خمار بيهوش افتاده بود . و چون امير چاولى به اندرون شهر فسا درآمد برادر حسن مبارز خبردار شده خود را به حسن رسانيده هرچند او را بيدار مىكرد بيدار نمىشد . آخر الأمر ، قدرى آب سرد بر وى ريخت كه حسن به هوش آمد و برادرش گفت : اين چه خواب است ، كه اينك چاولى رسيد . حسن مبارز فى الحال خود را به اسب رسانيده با برادرش روى به گريز نهاد . چاولى به خانهء او رسيده تمامى اسباب و اموال او را غارت كرد و شهر فسا را نيز تاراج كرد . و حسن خود را به قلعه‌اى كه در كوهستان آنجا واقع است رسانيده در آن قلعه متحصّن گشت « 1 » ، و چاولى دست به نهب و غارت ولايت شبنكاره دراز كرده تمامى ولايت را خراب كرد ، حتّى آنكه جهرم را نيز تاخت و تاراج كرد و بعد از تاخت و تاراج حوالى و حواشى آن ولايت ، عنان عزيمت به صوب آن قلعه ، كه حسن مبارز در آن متحصّن بود ، منعطف داشته او را محاصره نمود . و چون مدّت محاصره به دور و دراز كشيد و چاولى ديد كه گرفتن آن قلعه بسيار مشكل است با وى صلح كرده به جانب شيراز رفت ، و چند روز در شيراز توقّف نموده متوجّه كازرون شد . والى كازرون ، ابو سعيد بن محمّد « 2 » ، چون خبر امير چاولىسقاوو شنيد و دانست كه طاقت مقاومت او ندارد ، بالضّروره شهر را خالى كرده با اسباب و اموال و اهل و عيال خود به قلعهء مستحكمى كه داشت درآمد . چاولى مدّت دو سال على الاتّصال آن قلعه را محاصره داشت ، امّا در اين مدّت به هيچ وجه اثرى از آثار ضعف اهل آن قلعه ظاهر نشد . بنابراين ، چاولى شخصى را از قبل خود به اندرون قلعه فرستاد به عنوان آنكه ابو سعيد را نصيحت نموده به صلح راضى سازد . ابو سعيد به واسطهء آنكه آذوقه او به آخر رسيده بود و نمىخواست كه آن حالت بر امير چاولى ظاهر شود ، آن شخص را به قتل رسانيد .

--> ( 1 ) . ابن أثير نام اين قلعه را « انج » ضبط كرده است . ( 2 ) . الكامل : ابو سعد بن محمّد .